مجموعه فیلمها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 14 شهریور ماه سال 1386

دوشنبه 15 مرداد ماه سال 1386

کارآفرینی عبارت است از فرایند خلق چیزی جدید و پذیرش مخاطرات و سود حاصل از آن. به عبارت دیگر، کارآفرینی فرایند خلق چیزی جدید و باارزش است که با اختصاص زمان و تلاش لازم و در نظر گرفتن ریسک های مالی، روانی و اجتماعی و رسیدن به رضایت فردی و مالی و استقلال به ثمر می رسد. این تعریف دارای چهار جنبه اساسی است:

  1. کارآفرینی مستلزم فرایند خلق است. خلق هر چیز ارزشمند و جدید. این خلق باید برای کارآفرین و مخاطبی که این خلق برای او انجام شده است ارزش داشته باشد.
  2. کارآفرینی مستلزم وقف زمان و تلاش کافی است.
  3. درنظر گرفتن ریسک های اجتناب ناپذیر لازمه کارآفرینی است.
  4. در کارآفرینی، رضایت شخصی از استقلال کاری به وجود می آید.

چند جنبه مشترک در همه تعاریف کارآفرینی وجود دارد: ریسک‌پذیری، خلاقیت، استقلال و پاداش.

کارآفرین کیست؟

  • کارآفرین کسی است که فرصتی را کشف و برای پیگیری و تحقق آن، سازمان مناسبی را ایجاد می کند.
  • کارآفرین کسی است که عمدتاً به منظور کسب سود و رشد، کسب و کاری را تاسیس و اداره می کند که مشخصات اصلی آن نوآوری و مدیریت استراتژیک است.
  • کارآفرین کسی است که سیاستگذاری کسب و کار با اوست و به حساب خود ریسک مالی آن را به عهده می گیرد.
  • کارآفرین کسی است که موسسه اقتصادی، خصوصاً کسب و کاری را که معمولاً مستلزم ابتکار و ریسک قابل توجهی باشد سازماندهی و اداره می کند.

وجوه مشترک کارآفرینان

  • ریسک پذیری (ریسک های متوسط و حساب شده)
  • نیاز به توفیق
  • نوآوری، خلاقیت، ایده سازی
  • اعتماد به نفس
  • پشتکار زیاد
  • آرمان گرایی
  • پیشقدم بودن
  • فرصت گرا بودن (بیشتر در جستجوی فرصتها هستند تا تهدیدات)
  • نتیجه گرا بودن
  • اهل کار و عمل بودن
  • آینده گرایی
پنجشنبه 14 تیر ماه سال 1386

من ملک بودمو فردوس برین جایم بود............. آدم آورد در این دیر خراب آبادم

مادر عزیزم دوستت دارم. و همه روزای سال برام روز مادره

یک بوم دو هوا خستم به خدا / نمی خوامو می خوام بشم از تو جدا

رویای عزیز / تردید و گریز / بی عشق نمی تونم به خدا

سطان قلبم بی تو سرابم.....

جمعه 17 آذر ماه سال 1385

امروز بین دوستا حرف وب لاگ افتاد دلم برا مطلب نوشتن یه کم تنگ شد.الان حدودا داره برف می یاد و از اون شبای به یاد موندنی آخر پاییزیه.

بعد از دوره کد خدا خواست که دمه دست باشیم و افتادم دانشگاه افسری امام علی (ع) و قسمت معاونت پژوهش اونجا مشغولم.

الان حدوداْ سرم خلوته و اگه توانی باشه و خدا بخواد بحث « کار بهترین تفریح »رو ادامه می دیم.

 

 

چهارشنبه 31 خرداد ماه سال 1385

ما بچه های ۳۴ – هم دل هم قسم شدیم

جونمونو فدا کنیم – فقط برای ایران

لباس سربازی ما   -   به رنگ خاک جبهه هاست

اگه آقا نظر کنه  -  همه می ریم کرببلا

ل و، ف ل و شدیم  - شب نشده ولو شدیم

اما توی میدونه جنگ  -  مجهاهدو دلیریم (۲)

یه روز میاد که هر کدوم  - یه جایی خدمت میکنیم

اما همه فکر میکنن -  به ۷۳۴  - به ۷۳۴

 

زنده و با کلی خاطره برگشتم . این شعر یگان ما بود (البته یه ریتم خاصی داره). یگان ۷۳۴ - مرکز آموزش ۰۱ نیروی زمینی ارتش .

امروز جشن سر دوشی ما بود. ارتش از نظر نظم عالیه . نامبر وان .

 

سه شنبه 29 فروردین ماه سال 1385

رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید / وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید

معنی : در اینجا منظور از بهار همون سربازی می باشد ، که شاعر منو مژده می ده که دیگه وقت آش خوریه . منظور از وظیفه گر هم همون سربازه دیگه. معنی گل و نبید هم بمونه بعد سربازیم می گم. تا اومدیم یه 4 خط مطلب بنویسم، باید بریم . میرم میام .یعنی 2/2/85 میرم و 2/4/85 بر می گردم البته زیاد هم مطمئن نیستم. از خدا بخوایم توان شاد زیستن به ما بده . آمین.

 

شنبه 26 فروردین ماه سال 1385

واژه فلسفه واژه ای یونانی و به معنای دوست داشتن دانایی است. اما به عنوان یک رشته، فلسفه، علمی است که از اصلی ترین فعالیت انسان، یعنی تفکر بر خاسته است. تفکر در مورد کلی ترین و اساسی ترین موضوعاتی که در زندگی و در جهان با آن ها روبرو هستیم. عمر فلسفه به اندازه عمر زندگی انسان بر روی زمین است؛ زیرا بشر از اولین روز حیات بر کره خاکی، همواره با پرسش هایی اساسی و معماگونه درباره خود و جهان روبرو بوده است. اساسا باید گفت:  فلسفه هنگامی پدیدار می شود که سوال هایی بنیادین درباره خود و جهان بپرسیم.سوالاتی مانند:
قبل از تولد کجا بوده ایم و بعد از مرگ چه اتفاقی برایمان می افتد؟
زیبایی چیست؟ آیا زندگی ما را شخص و یا نیرویی دیگر اداره می کند؟ از کجا معلوم که همه در خواب نیستیم؟ خدا چیست؟ و دهها سوال نظیر این سوالات. بنابراین می توان گفت: فلسفه، طرح پرسش های کلی و جستجوی آزادانه برای یافتن راه حل ها است. (roshd.ir)

شنبه 26 فروردین ماه سال 1385
جمعه 18 فروردین ماه سال 1385

من یه دفتر دارم که یه چیزایی توش می نویسم که برای خودم جالبه. این دفتر(فعلاً) چهار بخش داره:

1-     کارهایی که بهتر می تونم انجام بدم .

2-     موفقیت هایی که تا حالا بدست اوردم.

3-     کارهایی که به نظرم می رسه که جالب باشه.

4-     خصوصیت اونی که می خوام بهش برسم.

این دفتر تو کارام بهم خیلی کمک می کنه.

جمعه 18 فروردین ماه سال 1385

سال نو، تجربه و توان بیشتر ، تفکرات نو ، احساس نو ، برای رسیدن به بهترین ها .

بسم الله.

دوشنبه 29 اسفند ماه سال 1384

مژده ای دل که دگر باره بهار آمده است/خوش خرامیده و با حسن و وقار آمده است

  به تو ای باد صبا می دهمت پیغامی/این پیامی است که از دوست به یار آمده است

شاد باشید در این عید و در این سال جدید/آرزویی است که از دوست به یار آمده

فرارسیدن سال نو را به تک تک دوستان تبریک میگم. موقع تحویل سال ما را از دعای خیرتون محروم نکنید. برای پدر دوستم هم دعا کنید که زودتر خوب شه. (ف.ا)

یکشنبه 28 اسفند ماه سال 1384

تصمیمات ، تفکرات ، رفتارها ،عملکرد و کلاً هر چی که از انسان بروز پیدا میکنه دو بعد داره : یکی منطقی و دومی احساسی (غیر منطقی) . وقتی تصمیمی می گیرید که از سر منطق باشه (منطق خودتون)، معمولاً نباید احساس پشیمونی کنید. اگر یه وقت دیدید که از تصمیمتون در شرایطی (که مثلاً شکست بخورید) پشیمون شدید، بدونید که تصمیمتون منطقی نبوده و احساسی بوده.

یعنی اگر منطقی تصمیم بگیرید هر چند که غلط باشه ، به شرط این که منطق خودتونو عوض نکنید، هیچ وقت مایوس نمیشید و اگه احساس تنهایی کردید بدونید که احساسی عمل کردید. اینم بگم که آدمای 100% منطقی و یا 100% احساسی خیلی محبوب نیستن. دورو ور خودتونو ببینید. اونایی که از هر دوتاش استفاده می  کنن، محبوب تراند.

توی کار منطقی برخورد کنید. آدمای موفق رو ببینید. اونایی که 100% منطقی اند(یعنی احساسی عمل نمی کنن) که چطورین. اگه از شکست می ترسید، اگر از تنهایی می ترسید، اگر از یاس و ناامیدی می ترسید، پس احساساتی تصمیم نگیرید و هر چی بیشتر احساساتی تصمیم بگیرید (هر چند که خوشایند است) ولی آخرالامر تنهایی و یاس و ... را دنبال داره.

- اینکه چطور بفهمیم که احساساتی عمل می کنیم یا منطقی رو توی آینده نزدیک میگم.فقط اینم بگم که تغییر از یکی به دیگری کار 1 روزو، 1 هفته، 1 ماه نیست.

جمعه 26 اسفند ماه سال 1384

بسم الله

سال 82 این وبلاگ رو زدم ولی خداییش نمیدونستم چی توش بزنم. الان می خوام در مورد خیلی چیزا فکرامونو به اشتراک بذاریم.

کار، این کار به اون معنایی که الان فکر میکنید نیست (Car هم نیست)، یواش یواش می فهمید.

تصمیم ندارم بنگاه کاریابی بزنم. می خوام ، یه بنگاه کار سازی بزنیم. ولی ممکنه از بنگاه های کاریابی هم سر در بیاریم .

آخرش می خوایم ، هیش کی بی کار نباشه. اونایی هم که کار دارن کارشون بهتر پیش بره.

کار زیاده،باید یاد بگیریم کدومو انجام بدیم .

از خاطرات و تجربیات خودمون گرفته تا حرف دل و مشورت و ....

تصمیمم براینه که این وبلاگ رو گروهی کنم . الانم که اینجا رو راه انداختم قبلش با یکی از دوستام مشورت کردم.

جمعه 26 اردیبهشت ماه سال 1382
سلام